سلام بر اولین چهارشنبه ماه خرداد و آخرین ماه بهار
سلام بر روزهایی که ما را بسوی تابستان می برد
سلام بر گرمی، درخشندگی و پرسه زدن های روی چمن ها
سلام برگل هایی که هرروز به رنگ های زندگیمان می افزایند و قبول رنگارنگی را به ما می آموزند
سلام بر انسانی که از همه ی رنگ ها و دم ها بهره می گیرد و درس زندگی می آموزد
سلام بر تو که چنین انسانی هستی،
همدلم، هم خاکم و هم زبانم
کلام روز
ماه خرداد در این سرزمین بیشتر میانه بهار را یادآور است، و حدود بیست روزی از میانه بهار در سرزمینمان ایران دیرتر می رسد. همه جا سبز و خرم است و رنگارنگی گل ها هم روز به روز افزودن می شود.
از روز یکشنبه تا امروز توجهم به مطلبی متمرکز شده که دوست داشتم با دوستان دیده و ندیده شریک شوم.
در باغچه ای که سال هاست باغبانی ان را به عهده دارم و حداقل هفته ای دو روز را به کاشت و کارهای زیبایی سازی ان مشغول هستم؛ همیشه در میانه اپریل گل های ابی رنگی که از خانواده لاله ها بوده و بسیار کوچک و زیبا هستند از زمین بیرون می آیند و همانند فرشی آبی رنگ بر بخش عمده ای از سطح باغچه گسترده می شود. در این زمان سعی می کنیم که حتی برروی آن پای نگذاریم، و حرمت این همه زیبایی را نگاه داریم. نگریستن به این پدیده زیبا که البته در آن زمان در بسیاری از نقاط تورنتو به چشم می اید، احساس بهار، احساس وحدت و یکپارچه گی و احساسهای ویژه ای که در ادم های متفاوت دیگرگونه است، را به وجود می آورد.
بالاخره زمانی که عمرگل ها به پایان می رسد تا مدتی برگهای سبز آن نباید کنده شود تا سبزی برگ ها که نشانه ی غذای ساخته شده است، به ریشه ی پیازها رفته و سبب شود که هر پیاز گل تکثیر شود. سرانجام زمانی می رسد که برگ ها تهی از غدا شده و زرد می شوند و دراین زمان است که سطح باغچه زرد و ناخوشایند می گردد.
براتون می گفتم یکشنبه گذشته با همراه ِهمدلی که او هم عاشق این باغچه است، ناچار به تمیز کردن فضای باغچه عزیزمان بودیم. به شدت هر چه تمامتر این برگ های زرد شده را که به بیشتر به چمن های زرد شده شباهت داشت و به راحتی هم از زمین کنده می شد، می کندیم. و ساعت ها ناچار از کارکردن بودیم.
از دیدن این منظره و این کار مداوم کندن تیغه های زرد شده گیاه برای زیباتر ساختن باغچه مرا به اندیشه ای برد که با شما درمیان می گذارم
احساس کردم که روح و جان و زندگی انسان همانند باغچه است که به طور دایم و عاشقانه نیاز به رسیدگی و زیباسازی و دورنگاه داشتن از زردی ها و زشتی ها و نزدیک کردن به تازگی و خرمی و زیبایی ها دارد. تا ارامش در زندگی جلوه کند و شاید به شهری که نامش راخوشبختی می گذاریم نزدیک شود.
در باغچه زندگیمان و در زمانی، گل هایی مانند، رابطه هایمان از هر گونه ای، رابطه های کاری، عاطفی، زناشویی، فامیلی، فرهنگی و همانند انها می شکفند، که زیبایی ان دم ها اززندگی را به وجود می آورند . در آن زمان تنها کاری که ما وظیفه داریم انجام دهیم، لطمه نزدن به آن زیبایی و لذت بردن ازآن است. همانطور که رعایت می کنیم روی گل های شکفته راه نرویم ، سعی کنیم با رفتار و کارهایی که به رابطه هایمان صدمه می زند زیبایی پیوند ها یمان را زیر پا لگد مال نکنیم. اما زمانی می رسد، که، عمر این گل ها به پایان می رسند. باغچه زندگیمان را زرد و زشت می کنند و ارامش را از ما می گیرند.
این زمان اگر طبیعت، و جلوه های انرا اموزگار خودمان قرار دهیم می اموزیم که باید برگ های زرد و ساقه های مرده را از باغچه ی زندگیمان کنده و به کیسه زباله ها اندازیم. باغ زندگیمان را پاک کرده و اماده کاشتن گل های تازه نماییم.
رابطه ها، معاشرت ها، عقاید، سنت ها، باورهای مذهبی، باورهای تاریخی و بسیاری اندیشه ها که زمانی مانند گل های رنگی و زیبا درزندگی با ما بوده اند، به هر دلیلی درزمانی دیگر پژمرده و زرد شده ، اون حیات و سرزنده گی را ندارد و وجود انها باغ زندگی ما را زشت می کند. در این زمان است که اگر زیبایی باغ زندگی و خوشبختی برایمان اهمیت دارد تنها لازم است که انها را کنده و کنار بگذاریم نه با نفرت که با شوق ایجاد فضایی تازه و خالی برای پر کردن و کاشتن گل های تازه و ایجاد رابطه ها ،عقاید و نگاهی نو در شرایط موجود.
انچه که ما را از این کار دور می کند زندگی با خاطره ی زیباییهای باغچه است. مانند آن که میان باغی زرد و مرده بایستیم و خاطره روزی که گل ها زیبا بوده اند مانند پرده ای بر دیدگانمان کشیده شود، و زشتی رانبیم. ولی از آن رو که انرژی حاصل از خرمی را ندارد اثرش را به گونه ی افسردگی وخستگی بر ما تحمیل خواهد کرد.
یا نتبلی کنیم و زشتی را ببینیم و کاری نکنیم. و از همه ناخوشایند تر آن که ترس ان را داشته باشیم که مبادا نتوانیم گلی زیباتررا جانشین ان کنیم. اگر توجه کنیم که باغی بدون گل ولی پاک از زردی ها و خشکی ها کمتر برایمان ناهنجاری های روحی و ناخرسندی به وجود می اورد، شاید ترس را کنار بگذاریم
شما از کدام گروه هستید. به تغییر و پاک سازی زندگی تان می پردازید؟ و اندیشه ها و رابطه ها و عقاید زرد شده و مرده را که روزی بسیار هم زیبا بودند نگه می دارید، یا انها را به دور ریخته و باغی نو به اقضای فصل زندگیتان می سازید؟ اگر چنان است که وای برشما!! و اگر چنین است همیشه درکنارنسل های تازه خواهید بود و زندگی شما پراپر انرژی و شادی و ارامش و خوشبختی است.


