به نام عشق

به نام عشق می آغازم که آغاز هر دمی است و به نگاه آن عارف جان

” بی عشق نمی توان نفس زد”

و از عشق مدد می گیرم که هردمی که با شما سخن گویم از عاشقی باشد، در فراز و در فرود که فراز و فرود هر لحظه جز رقص وبازی های شادمانه ی کودکانه حضرت عشق نیست که اگر با ضرب آهنگ آن همگام شویم همصدا با مولانا خواهیم خواند

بر ضرب دف حکمت این خلق همی رقصد      بی پرده تو رقصد یک پرده نپندارم

با من باش، به من بیاموز، باهم بسازیم دقایق نرم و حریر گونه ی عاشقانه ی جان را

لی لی

نظر بدهید