بهار در راهه

خوب بهار در راهه،

با تمام زیبایی هاش، با آسمان درخشان و ابرهای پراکنده اش، با باران ها و رگبارهاش، با سبزه هاش که آرام آرام از زمین در میان و اگر از بلندی به اونا نگاه کنی انگار که یک نقاشِ ناپیدا سرگرم کشیدن رنگ سبز بر روی زمین است، و هرروز پر رنگتر شدن اونارو می بینی، با درخت هاش که احساس می کنی پف کردن و هاله ای دور اونارو گرفته. چیزی مثل خیال میون درخت ها می دوه، مخصوصا درخت بید مجنون که مجنون بهاره، با بنفشه هاش که هیچوقت از دیدن اونا سیرنمیشی بنقشه هایی که با چشماشون میخوان بگن روزگار داره نو می شه، تو هم نو شو. بهار داره میاد

ما ایرانی ها هرجا که باشیم، هرجای دنیا، در هر زمان و مکان اونو جشن می گیریم و مقدم بهار رو با جشن نوروز خوش آمد میگیم. و با این کار قرن هاست که هویت خودمون رو حفظ کردیم. هر سال سعی می کنیم با نوروز نو بشیم، فکرمون، روحمون، رفتارمون و هیچ قدرتی در هیج دوره ای از تاریخ تنونسته این زیباترین و با معنی ترین نو شدن سال رو که بر اساس طبیعت گذارده شده از ما بگیره.

تا هستی هست نوروز هست، چون تا هستی هست بهار هست و نوروز جشنی است برای آغاز بهار.

به پیشواز بهار می رویم و نوروز. تنها بیست و دو روز دیگه بهار از راه می رسه، و ما با دل های عاشق فریاد می کنیم

آب زنید راه را هین که نگار می رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد

آی بهار می رسد، آی بهار می رسد

کوتاهی در نوشتن

مدتی است که در نوشتن کوتاهی کردم و بیشتر به فعالیت های اجتماعی به ویژه در سازمان زنان ایرانی اونتاریوو برنامه های رادیو و تلویزیون   و آماده سازی جشنواره تیرگان در تابستان آینده مشغول بودم،  و درکنار آن  شب های شعر و هنر که ماهی یک بار برگزار می شود.

با سه اهل قلم چون نسرین الماسی و حسن زرهی که روزنامه نگارند و مدیرمسؤل و سردبیر روزنامه هفتگی و وزین شهروند می باشند- که این نشریه، که اگر اشتباه نکنم، سابقه ای حدوداً هجده ساله دارد- و کریم زیّانی که مترجم و شاعر و نویسنده ای پر سابقه است، هم قدم شدیم و این شب های شعر و هنر را که شهر تورنتو با جمعیت یکصد و سی هزار نفری اش نیاز به آن داشت به برگزار کردیم. چهار برنامه برگزار شده از اکتبر تا فوریه موفق و مورد استقبال بوده است. امید داریم که بتوانیم ماهی یک برنامه که شامل شعر خوانی، معرفی کتاب، نمایش اسلاید و فیلم های کوتاه از کار هنرمندان جوان، داستان خوانی است را تدارک بینیم.

به هر حال حداقل برای خود من راضی کننده نبود، تا شوقی را که برای ایجاد این بلاگ داشتم و بسیار عاشقانه ان را آغاز کردم در سایه این گونه دلایل ندیده انگارم.

هدفم بر آن است که نوشتن هایم تداوم یابد ولی . .. .نمی دانم . .. . . کوشش خواهم کرد. . . .