بازهم ماه بهشتی آمد و در این اردیبهشت زیبا در دیاری دور از سرزمین تولد، در دل سروری برای برگزاری سالروز تولد احساس می شد. همیشه در این ایام احساسی کودکانه در جسمی سالمندانه جاری می شود. هرسال از این که توفیق تجربه های تازه از هر گونه، چه در فراز و چه در فرود، فراهم گشته موجبی برای شادی است. به لطف و عشق آنانی که دوستشان داری و دم هایی را با آنان با یاد دوست دم می زنی، همیشه در چنین ایامی با موجی از مهر و سرور و نگاه مهربان به دریای عشق سفری داری . بازی کودکانه ای جریان می یابد و گوشش هایی برای غافاگیر کردنت تا که تو را به وجد آوردند، که می دانند همانند کودکی به فریاد و پایکوبی می آیی.
در این روز بیست و دوم ازماه دوم که شصت و دو گردش به دور خورشید کرده ای، نگاهی به گذشته می اندازی. احساس می کنی که هیچ بستانکاری از زندگی نداری. در ذخیره یادها گوئیا خانه تکانی کرده ای و آنچه که می توانست رنگی از اندوه بر دیوار دل نفش نماید را به دو ر ریخته ای و تنها یادهای خوش نقش پردازِ نگاهت هستند. فراز ها و فرودها، شکست ها و پیروزی ها، وصل ها و هجران ها ، همه و همه بوده اند اما در این زمان تلخی های یادها رفته و تنها نگاره ای از آن مانده است. شرینی های اما همراه یادهای شیرین کامت را شیرین می کنند.
روی می گردانی سوی گذشته و می بینی که این دور ریختن ها ی تلخی ها ،از آن زمان می آغازد که استاد عشق نوربخشی اش را بر توافشاند و تو تولدی نو را آغاز کردی. دستت را با مهر گرفت و گام به گام در راه عشق و عشق و عشق یاریت کرد و واژه، واژه بر زبانت نشاند تا هر دمی در درون با جان جانان سخن گویی. و زیبایی های هستی را که نمودی از بود آن حقیقت مطلق است در هر نگاه نظاره کنی. سپاس بر آموزگار عشق که تو را گزید و در حرم مدرسه اش پذیرفت.
این سالروز تولد هم با خود بسیاران زیبایی و تجربه و مهر و عشق همراه داشت. و کاش عشق اواز این دم که اولین دم های باقیمانده عمر است مدد دهد تا همانگونه که او می گوید
” الهی سری ده که جز تو نجوید
زبانی که غیر از تو حرفی نگوید”
دل و زبان وسر همه پراپر عشق او باشد. بوسه ای از سر مهر بر یاران همراه در این روزها که فرح بخش دل بودند.

poorya گفت،
می 16, 2009 در 9:31 ق.ظ
tavlodeton mobarak ya hagh