برنامه ی رادیویی 8 آگوست 2012

سلام بر شما، لینک برنامه رادیویی امروز «چهارشنبه روز خوشبختی» تاریخ 8 اگوست 2012 برابر با 17 امرداد ماه 1391 تقدیم شما می گردد

http://www.mediafire.com/file/ficn7v32n7y3n8p

برنامه رادیویی شماره ی 367

سلام بر شما دوستانی که علاقه مند به برنامه های رادیویی «چهارشنبه روز خوشبختی» هستنید برنامه شماره ی 367 را که در تاریخ امروز چهارشنبه اول اگوست 2012 برابر با 11 امرداد ماه 1392 تهیه و اجرا و از رادیو صدای ایران تورنتو پخش گردید را تقدیم می کنم. امیدوارم که دوست داشته باشید

http://www.mediafire.com/file/xnrgfsmsuaks507

برنامه رادیویی امروز 24 خرداد

با سلام، لینک برنامه امروز رادیویی «چهارشنبه روز خوشبختی» به تاریخ 13 جون 2012 برابر با 24 خرداد 1301 تقدیم می شود

http://www.mediafire.com/file/d61czb97aphqp2h

برنامه رایویی 17 خرداد

سلام، لینک برنامه رادیویی امروز»چهارشنبه روزخوشبختی» تاریخ 6 می 2012 که برابر با 17 خرداد ماه 1391 است تقدیم شما می شود.

http://www.mediafire.com/file/jnb78zkkfboh84t

برنامه ی رادیویی امروز 30 می 2012

با سلام، لینک برنامه ی رادیویی امروز «چهارشنبه روز خوشبختی» تاریخ 30 می 2012 تقدیم دوستان می شود

http://www.mediafire.com/file/057z5s62eslau97

با زردی های باغ زندگی چه می کنید؟

سلام    بر اولین چهارشنبه ماه خرداد و آخرین ماه بهار

سلام    بر روزهایی که ما را بسوی تابستان می برد

سلام    بر گرمی، درخشندگی و پرسه زدن های روی چمن ها

سلام    برگل هایی که هرروز به رنگ های زندگیمان می افزایند و قبول رنگارنگی را به ما می آموزند

سلام    بر انسانی که از همه ی رنگ ها و دم ها بهره می گیرد و درس زندگی می آموزد

سلام    بر تو که چنین انسانی هستی،

همدلم، هم خاکم و هم زبانم

کلام روز

ماه خرداد در این سرزمین بیشتر میانه بهار را یادآور است، و حدود بیست روزی از میانه بهار در سرزمینمان ایران دیرتر می رسد. همه جا سبز و خرم است و رنگارنگی گل ها هم روز به روز افزودن می شود.

از روز یکشنبه تا امروز توجهم به مطلبی متمرکز شده که دوست داشتم با دوستان دیده و ندیده شریک شوم.

در باغچه ای که سال هاست باغبانی ان را به عهده دارم و حداقل هفته ای دو روز را به کاشت و کارهای زیبایی سازی ان مشغول هستم؛ همیشه در میانه اپریل گل های ابی رنگی که از خانواده لاله ها بوده و بسیار کوچک و زیبا هستند از زمین بیرون می آیند و همانند فرشی آبی رنگ بر بخش عمده ای از سطح باغچه  گسترده می شود. در این زمان سعی می کنیم که حتی برروی آن پای نگذاریم، و حرمت این همه زیبایی را نگاه داریم. نگریستن به این پدیده زیبا که البته در آن زمان در بسیاری از نقاط تورنتو به چشم می اید، احساس بهار، احساس وحدت و یکپارچه گی و احساس‌های ویژه ای که در ادم های متفاوت دیگرگونه است، را به وجود می آورد.

 بالاخره زمانی که عمرگل ها به پایان می رسد تا مدتی برگهای سبز آن نباید کنده شود تا سبزی برگ ها که نشانه ی غذای ساخته شده است، به ریشه ی پیازها رفته و سبب شود که هر پیاز گل تکثیر شود. سرانجام زمانی می رسد که برگ ها تهی از غدا شده و زرد می شوند و دراین زمان است که سطح باغچه زرد و ناخوشایند می گردد.

براتون می گفتم یکشنبه گذشته با  همراه ِهمدلی که او هم عاشق این باغچه است،  ناچار به تمیز کردن فضای باغچه عزیزمان بودیم. به شدت هر چه تمامتر این برگ های زرد شده را که به  بیشتر به چمن های زرد شده شباهت داشت و به راحتی هم از زمین کنده می شد، می کندیم. و ساعت ها ناچار از کارکردن بودیم.

از دیدن این منظره و این کار مداوم کندن تیغه های زرد شده گیاه برای زیباتر ساختن باغچه مرا به اندیشه ای برد که با شما درمیان می گذارم

احساس کردم که روح و جان و زندگی انسان همانند باغچه است که به طور دایم و عاشقانه نیاز به رسیدگی  و زیباسازی و دورنگاه داشتن از زردی ها و زشتی ها و نزدیک کردن به تازگی و خرمی و زیبایی ها دارد. تا ارامش در زندگی جلوه کند و شاید به شهری که نامش راخوشبختی می گذاریم نزدیک شود.

در باغچه زندگیمان و در زمانی، گل هایی مانند، رابطه هایمان از هر گونه ای، رابطه های کاری، عاطفی، زناشویی، فامیلی، فرهنگی و همانند انها می شکفند، که زیبایی ان دم ها اززندگی را به وجود می آورند . در آن زمان تنها کاری که ما وظیفه داریم انجام دهیم،  لطمه نزدن به آن  زیبایی و لذت بردن ازآن است. همانطور که رعایت می کنیم روی گل های شکفته راه نرویم ، سعی کنیم با رفتار و کارهایی که به رابطه هایمان صدمه می زند زیبایی پیوند ها یمان را زیر پا لگد مال نکنیم. اما زمانی می رسد، که، عمر این گل ها به پایان می رسند.  باغچه زندگیمان را زرد و زشت می کنند و ارامش را از ما می گیرند.

          این زمان اگر طبیعت، و جلوه های انرا اموزگار خودمان قرار دهیم می اموزیم که باید برگ های زرد و ساقه های مرده را از باغچه ی زندگیمان کنده  و به کیسه زباله ها اندازیم. باغ زندگیمان را پاک کرده و اماده کاشتن گل های تازه نماییم.

          رابطه ها، معاشرت ها، عقاید، سنت ها، باورهای مذهبی، باورهای تاریخی و بسیاری اندیشه ها که زمانی مانند گل های رنگی و زیبا درزندگی با ما بوده اند، به هر دلیلی درزمانی دیگر پژمرده و زرد شده ، اون حیات و سرزنده گی را ندارد و وجود انها باغ زندگی ما را زشت می کند. در این زمان است که اگر زیبایی باغ زندگی و خوشبختی برایمان اهمیت دارد تنها لازم است که انها را کنده و کنار بگذاریم نه با نفرت که با شوق ایجاد فضایی تازه و خالی برای پر کردن و کاشتن گل های تازه و ایجاد رابطه ها ،عقاید و نگاهی نو در شرایط موجود.

          انچه که ما را از این کار دور می کند زندگی با خاطره ی زیباییهای باغچه است. مانند آن که میان باغی زرد و مرده بایستیم و خاطره  روزی که گل ها زیبا بوده اند مانند پرده ای بر دیدگانمان کشیده شود، و زشتی رانبیم. ولی از آن رو که انرژی حاصل از خرمی را ندارد اثرش را به گونه ی افسردگی وخستگی  بر ما تحمیل خواهد کرد.

 یا نتبلی کنیم و زشتی را ببینیم و کاری نکنیم. و از همه ناخوشایند تر آن که ترس ان را داشته باشیم که مبادا نتوانیم گلی زیباتررا جانشین ان کنیم. اگر توجه کنیم  که باغی بدون گل ولی پاک از زردی ها و خشکی ها کمتر برایمان ناهنجاری های روحی و ناخرسندی به وجود می اورد، شاید ترس را کنار بگذاریم

          شما از کدام گروه هستید. به تغییر و پاک سازی زندگی تان می پردازید؟ و اندیشه ها و رابطه ها  و عقاید زرد شده و مرده را که روزی بسیار هم زیبا بودند نگه می دارید، یا انها را به دور ریخته و باغی نو به اقضای فصل زندگیتان می سازید؟  اگر چنان است که وای برشما!! و اگر چنین است همیشه درکنارنسل های تازه خواهید بود و زندگی شما پراپر انرژی و شادی و ارامش و خوشبختی است.

برنامه رادیویی امروز

لینک برنامه رادیویی امروز «چهارشنبه روز خوشبختی» تاریخ 23 می 2012 خدمت شما یارانی که شنونده هفتگی این برنامه هستید تقدیم می شود.

http://www.mediafire.com/file/nmote7nftx7r27p

برنامه رادیویی 359

لینک برنامه ای دیگر از برنامه های رادیویی «چهارشنبه روز خوشبختی» تقدیمتان می شود

http://www.mediafire.com/file/3ae1so8ufjahp9z

بودن با هستی

سلام به امروز و هر روز از زندگی

سلام بر این روزهای خرم و سبز طبیعت

سلام بر زیبایی طبیعت که هنر هستی است

سلام بر انسان که شاهکار هنری طبیعت است

سلام بر انسانی که هنر زندگی کردن را می داند و هنرمندانه دقیقه هایش را می زید

سلام بر تو که چنین انسانی هستی

سلام بر تو همدل، هم زبان، هم خاک

کلام روز

با این همه زیبایی، این همه سبزی و این همه درخشندگی خورشید و نسیم ملایم که جان را نوازش می دهد گمان دارم، که حسی به همان زیبایی این روزها دارید. همینطور است.

شما ، بله شما که این دم با من هستید و با حضوری ندیده در دیده، و دیده در دل، شادمان می شوم، از اغاز روز چه اندازه این همه زیبایی رو دیدید و احساس کردید و برای حتی دمی همه اندیشه های خود ساخته رو فراموش کردید.

گمانم بر این است که از این همه زیبایی و طراوت لذت می برید و جانتان ازاین همه سرسبزی خرم شده است.دمی که همزمان با چشم سر،با چشم دل نیز به روزهای بهاری و حتی روزهای دیگر سال در هر فصلی که انها هم جلوه های دیگری از هستی زیبا و بخشنده هستند می نگریم و هنر جاری و بی سکون را می بینیم، که هر زمان نقشی و چه زیبا نقشی از درون خود به تجلی می اورد و ان را بر ما هدیه می کند موجی از انرژی به صورت شادی در ما جاری می شود.

ما در درازای زندگی همانند کسی هستیم که به نمایشگاهی بس زیبا و با شکوه و یا کنسرتی با اجرای زیباترین آواها دعوت شده ایم.

اگر وقت را غنیمت شمریم و یک یک تابلوهای نقاشی و یا هر اثرهنری را انچنان نگاه کنیم و بهره گیریم و لذت ببریم، انچنان که گویا با آن یکی گشته ایم و یا به تمام فراز و فرودهای آوای موسیقی کنسرت بزرگ زندگی گوش فرا دهیم ، انگاه که از نمایشگاه و یا کنسرت موسیقی بیرون می رویم تمامی وجودما ن سرشار از شادی، نشاط و لذت خواهد بود.

چنانچه از گروه انسان هایی باشیم که سرسری از کنار تابلوها گذشته ایم و یا به جای گوش جان سپردن به موسیقی، به اندیشه هایی که راهزن آن دم ها است بی شنیدن گذشته ایم زمان خروج وقت از دست رفته و هیچ باری برنگرفته ایم.

می خواهیم در کدام گروه قرار گیریم؟

در مجموعه ی انسان ها، انانی که با هنر زندگی کردن آشنا هستند، در نمایشگاه زندگی به هر فصلی، به هر رنگی، به هر انسانی، و به هر واقعه ای هنرمندانه می نگرند، نه انکه بامشغولیات ذهنی که، نه واقعی و نه حقیقی اند، سرسری از کنار انها بگذرند. آنان به هر نتی که طبیعت می نوازد، با جان دل گوش می سپارند. صدای باران، پرنده، امواج دریا، باد، طوفان، خنده کودک، فریاد خشم انسانی دیگر می شنوند و به ابی آسمان، سبزی بهار، سپیدی برف، سرخی افق، زردی برگ های خزان، درخشندگی خورشید و رنگارنگی گل ها از ژرفای دل نگاه می کنند و از تمام این ها انرژی می گیرند تا بتوانند به انانی که نیازمند کمک به ویژه کمک روحی هستند نیرو و مدد رسانده و دیگران نیز بتوانند در احساس زیبای زندگی شریک انان شوند.

در ان صورت ایا غیر از صلح و دوستی و عشق که نهایت ارزوی هر انسانی است می توان رد پایی برای انچه اهریمنی است یافت؛ که خالقان جنگ و رنج، انانی اند که هستی و طبیعت و زیبایی را نمی شناسند وبه ان احترامی نمی گذارند.

باشد که دمی غاقل از این نمایشگاه طبیعت نباشیم و لحظه ای از شنیدن موسیقی هستی بی‌خبر نمانیم که زمان نمایشگاه و کنسرت زندگی بسیار محدود است.

 

مادر روزت مبارک

سلام بر این روزهای بهاری زیبا

سلام بر زمین بر آسمان بر خاک و بر اب

سلام بر هستی و بر مادر که رسول هستی بخش است

سلام بر این روزهایی که ما را به روز بزرگداشت مادر می برد

سلام بر مادر که رسول جان هستی است و به ما جان می بخشد

سلام بر تو مادر که حتی در نبودت هستی از ان رو که در دل نشسته ای

سلام بر انسانی که مادر است

وسلام بر انسانی که مادر را گرامی می دارد و میدانم تو که این دم با منی چنین انسانی هستی

 سلام بر تو هم خاکم  هم دلم و هم زبانم

روز مادر

کلام روز

روزهای زیبای بهار را می گذرانیم ، هوا و زمین و زمان و همه ی پدیده های هستی دست در دست یکدیگر گذارده اند تا اینهمه زیبایی را به ما هدیه کنند. هدیه هایی که از جنس عشق، هماهنگی و یاری که در شکل های گونه گونه خود را در اختیار ما می گذارند تا از آن بهره ببریم و تنها با سپاس وحرمت هستی است که شادی درون ما آغاز به شکفتن می کند.

یکی از والاترین هدیه های هستی مادر است که نماد عشق ژرف و مهربانی ای به نرمی باران و اراده ای به استواری کوه برار نگاهداشت فرزند است.

او با تمام وجود ادامه حیات را ممکن می سازد. با تمام عشق که به زاده اش دارد چنان نگهداری و پشتیبانی از زاده خود می کند که با بقای او هستی را بقا می بخشد.

او وارث تمامی فرهنگ های جهان است و بی دریغ در کلامی کوتاه، در لالایی شبانه، در زمزمه های عاشقانه و در قصه های کودکانه که در گوش جان و بر روح زاده اش می ریزد، چرخ تمدن بشری را به گردش می آورد و نسلی را باگذشته و تمدن انسانی پیوند می دهد.

او دیواری استوار است که در اولین گام های عمر هر انسان او را از هجوم ناشناخته های بشرساز که گاه انسان ستیز است حفظ می کند و نمی گذارد زاده اش درهجوم این سیل ازدست رود و انگاه که شخصیت او ساخته شد و اماده ره سپردن به اجتماع گردید این دیوار را فرو می ریزد ودر کنارش نظاره گر رشد  بالندگی وی می گردد.

او که هرزمان می تواند سنگ صبور زاده اش باشد، و با لبخندی، و با کوچک نمودن مشکلاتی که فرزندش در ذهن از آن کوهی ساخته، آرامش را در جان او جاری سازد.

مادر نماد همه ی ویژه گی هایی است که در طبیعت داریم.

ویژه گی های طبیعت مانند، نرمی باران، نوازش نسیم، استواری کوه، خرمی سبزه، سایه ی درخت، ایثار باران و نوربخشی و گرمی خورشید را می توان در ویژه گی های مادر یافت.

و ما . . . برای او چه می کنیم؟ هر کدام از ما درخلوت خود می داند که با او چه ها کرده و چه ها نکرده است. این رازی است که هر فرندی با مادر دارد و هیچ کس بر آن آگاه نیست. کمترین کاری که می توان اکنون برای او انجام داد، تنها اختصاص دادن یک روز به اوست، که عشق را نثارش کرد، با کلامی، با دیداری، با هدیه ای که او با این اندک خرسند است و به اندازه هستی شادمام خواهد شد.

روز مادر در چند قدمی ما است. تنها کافی است گام برداریم و عشق را در نگاهش بیابیم

مادر روزت مبارک.

« Older entries